دوستان شاید این مطلب کمی زیاد به نظر برسه اما دانستن چنین چیزهایی برای ما خیلی مهمه . پس خواهشا تا آخر این مطلب رو با دقت بخونید باشه ؟

این کودکان از مشکلاتی مثل اشکال در گویش یا تکلم ، خواندن ، درک ریاضیات ، مکالمه ، استدلال ، و تعقل در امور مربوط به خود رنج می برند . با اینکه علل این موضوع مشخص شده است اما دلیل بروز آنها هنوز ناشناخته است . کارشناسان معتقدند مشکلات یادگیری بر اثر اختلال در بینایی و شنوایی نیست بلکه بر اثر وجود ناهماهنگی در روند کارکرد مغز برای دریافت و پاسخ اطلاعات است . آخرین اسکنهای مغزی روی این گونه کودکان نتایج متفاوتی را نشان داده است ، مثل dyslexia یعنی ناتوانایی فرد در خواندن صحیح کلمات ، که می تواند ارثی باشد . ناتوانایی های یادگیری شبیه عقب ماندگی ذهنی ، اوتیسم (و هم گرایی) ، ناشنوایی ، نابینایی یا اختلالات رفتاری دیگر نیستند زیرا این بچه ها اغلب میانگین یا حتی بالای میانگین هوش را دارا هستند .

در این نوشتار به طور خلاصه به انواع گونه های ناتوانی در یادگیری اشاره می کنیم :
اودیوتری (Audiotory) یا مشکل در تشخیص شنیداری - فرق گذاری صداها ، این اختلال بر اثر ناهماهنگی بین مغز و گوش به وجود می آید و باعث می شود فرد تفاوت بین صدا و کلمات را تشخیص ندهد ، حتی هنگامی که صدا به اندازه کافی بلند و واضح است . بچه های مبتلا به این اختلال کلمات را در بین صداها تشخیص نمی دهند.
ویجوال پرسپشن (Visual perception) یا اشکال در بینایی ، در این نوع اختلال فرد متوجه جزئیات مهم تصویر نمی شود . با این که تصویر را به طور واضح می بیند ولی پیام دیدن به طور کامل به مغز فرستاده نمی شود در نتیجه فرد درک درستی از پیرامون خود و آنچه که می بیند ، ندارد .
دیس لاکسیا (Dyslexia) یا واژه کوری ، فرد مبتلا ، در خواندن صحیح به علت این که تصویر درستی از کلمات به مغز نمی رسد ناتوان است . هنگام رو خوانی فشار زیادی به مغز وارد می شود تا شاید متوجه واژه ها بشود ولی در هجی کردن آنها مشکل پیدا می کند . گاهی کلمات جلوی چشم فرد رژه می روند ، ریز و درشت می شوند و گاهی کلمه برای لحظه ای محو شده و دوباره پدیدار می شود به این اختلال واژه پریشی پرش خوانی هم می گویند .
دیس گرافیا (Dysgraphia) یا اشکال نوشتاری ، مانند معکوس نوشتن اعداد ، وارونه نویسی ، ناخوانانویسی ، دست خط های درهم و برهم و جا انداختن نقطه حاصل این اختلال مغزی است که درک درستی از کلمات ندارد .
دیس کل پرکسیا (Dyscalculia) این بچه ها در درک ریاضیات و محاسبه کردن مشکل دارند .
دیس پرکسیا (Dyspraxia) یا ناتوانی در هماهنگی مناسب حرکات اندامها ، در اثر از دست دادن کنترل ماهیچه های بدن به وجود می آید که از اختلال کارکرد مغز ناشی می شود طوری که فرد حتی یک قلم ساده را نمی تواند در دست بگیرد .

علایم هشداردهنده در کودکان پیش دبستانی :
1- تلفظ نکردن صحیح کلمات و اشکال در ارتباط صداها و واژه ها
2- ناتوانی در یادگیری حروف ، نشانه ها و نظم کلمات
3- مشکل حساب کردن (شمردن انگشتان ، شمردن از یک تا ده )
4- مشکل در استفاده از قیچی ، قلم ، مدادشمعی و نقاشی کشیدن
5- وقتی با افراد غیر از خانواده حرف می زند کسی حرفهای او را نمی فهمد
6- در بالا و پایین رفتن از پله ها مشکل دارد
7- در لباس پوشیدن مشکل دارد

علایم هشداردهنده در کودکان مقطع ابتدایی :
1- ناتوانی در ادای یک جمله کامل
2- مشکل در مکالمه با دیگران
3- فراموش کردن وظایف روزمره
4- فراموشی های مکرر در مطالب جدید فراگرفته شده
5- مشکل در نگهداری قلم و بدخط نویسی و شلختگی نوشتاری
6- فراموش کردن راه هایی که هر روز می پیماید (مثل راه مدرسه تا خانه)
7- مشکل در فهم دروس و اطلاعات جدید
8- ناتوانی در بازیهای ساده ای مثل اسکوتر و پریدن از موانع کوتاه و کوچک
9- مشکل در کنار آمدن با هم کلاسی ها و همسالان
10- صحبت کردن با صدای بلند و لحن غیر معمول و یکنواخت

چگونه با این کودکان کنار بیاییم ؟
با وجود آنکه هنوز درمان ناتوانی در یادگیری که ناشی از اختلال در کارکرد مغز و اعصاب است پیدا نشده ولی راههایی وجود دارد که کمک می کند بچه ها با وجود ناتوانایی شان ، آینده ای پرثمر و مفید داشته باشند و حتی در شدیدترین نوع اختلال هم بتوانند به استقلال فردی دست پیدا کنند . با شناسایی به موقع اختلال در این کودکان و کمک مناسب و صحیح به آنها ، در بعضی موارد می توانند حتی از بچه های سالم نیز موفق تر باشند .
تاریخ نیز خود گواه این موضوع است افراد مشهوری چون توماس ادیسون مخترع برق و دهها اختراع مهم دیگر و آلبرت اینشتین دانشمند معروف علم فیزیک و ریاضی دان برجسته ی دنیا از جمله این افراد بوده اند . در واقع جزو کسانی بودند که از کودکی کسی به آینده آنان امید نداشته و با وجود فقر امکانات و فقدان آگاهی لازم ، ناتوانی هایشان باعث پیشرفت شان شده است .
همانطور که گفته شد به علت وجود مشکلات مغزی ، روند یادگیری در این کودکان با تأخیر صورت می گیرد . لازمه غلبه بر این مشکل شناسایی به موقع و استفاده ازروشهای آموزشی ویژه است . در بعضی موارد این کودکان نمی توانند در مدارس عادی درس بخوانند و لازم است در مدارس ویژه و زیر نظر معلمان کارآزموده تحت آموزشهای خاص قرار گیرند . آگاهی والدین از نوع اختلال فرزندشان و استفاده از آموزشهای خاص ، بزرگترین شانس زندگی این بچه ها محسوب می شود تا ضمن رسیدن به خودباوری و شناخت استعدادهای بالقوه شان نه تنها در آینده باری بر دوش خانواده و جامعه نباشند ، بلکه برای اجتماع خود نیزفردی مفید محسوب شوند .
در کشور ما نیز در یکی دو دهه ی اخیر اقداماتی برای شناسایی این کودکان قبل از ورود به مدرسه انجام شده تا والدین و مربیان متوجه اشکالات احتمالی در دانش آموزان شوند . گاهی توسط پزشک کودکان این اختلال تشخیص داده شده و والدین به مراکز آموزشی مربوطه ارجاع داده می شوند . حتما می دانید که شناسایی به موقع این ناهنجاریها فقط نیمی از راه است و نیم دیگر این راه را والدین با آموزشهای خاص و یادگیری نحوه برخورد با این کودکان باید طی کنند .
منبع : مجله چاردیواری روزنامه جام جم / شماره 543